یعنی با توجه به شواهد و وضعیت موجود یک شرکت و طرح ها و فعالیتهای مدیران بتوا ن در مورد آینده یک شرکت تصمیم گرفت .

2 . تحليل تکنيکال یا فني : یعنی با توجه به اشکال و نمودارها می توان از وضعیت و روند گذشته و آینده سهم مطلع شد یعنی دقیقا مثل یک متخصص


اما از نظر آکادميک :
تحلیل بنیادی عبارت است از مطالعه و بررسی شرایط اقتصاد ملی، صنعت و وضعیت شرکت. هدف اصلی از انجام این گونه مطالعات، تعیین ارزش واقعی سهام )ارزش ذاتی( شرکت هاست. تحلیل بنیادی معمولاً بر اطلاعات و آمار کلیدی مندرج در صورت های مالی شرکت تمرکز می نماید تا مشخص کند که آیا قیمت سهام به درستی ارزشیابی شده است یا نه؟
بخش قابل ملاحظه ای از اطلاعات بنیادی، بر اطلاعات و آمار اقتصادملی، صنعت و شرکت تمرکز دارد.این نوع تحليل براي کساني که بلند مدت کار مي کنند مناسب تر است .
و یک تعریف آکادمیک دیگر برای مشخص شدن مفهوم : تحلیل بنیادی، تحلیلی است که درصدد یافتن ارزش بنیادی )ذاتی( یک دارایی مانند سهام و پیش بینی مسیر آتی بر اساس مجموعه ای از عوامل و متغیرهای اقتصادی و غیراقتصادی است. تحلیلگر بنیادی در بازار سهام اعتقاد دارد که قیمت های روز یک سهم ممکن است از ارزش بنیادی انحراف داشته باشد و در نتیجه این ارزش بنیادی باید کشف شود؛ زیرا ارزش روز سهم در نهایت به سمت ارزش ذاتی میل خواهد کرد
بخش قابل ملاحظه ای از اطلاعات بنیادی، بر اطلاعات و آمار اقتصادملی، صنعت و شرکت تمرکز دارد.
رویکرد معمول در تحلیل شرکت، دربرگیرنده چهار مرحله اساسی است:
۱ تعیین وضعیت کلی اقتصاد کشور.
۲ تعیین وضعیت صنعت.
۳ تعیین وضعیت شرکت.
۴ تعیین ارزش سهام شرکت.
در ادامه، هریک از مراحل بالا را تشریح می کنیم.
تجزیه و تحليل اقتصاد
وضعیت اقتصاد ملی از آن جهت مطالعه و بررسی می شود که مشخص شود آیا شرایط کلی برای بازار سهام مناسب است یا نه؟ آیا تورم
موثر است؟ نرخ های بهره در حال افزایش است یا کاهش؟ آیا مصرف کنندگان کالاها را مصرف می کنند؟ تراز تجاری مطلوب است؟
عرضه پول انبساطی است یا انقباضی؟ اینها تنها بخشی از سئوالاتی است که تحلیل گر بنیادی برای تعیین کردن تأثیرات شرایط
اقتصادی بر بازار سهام با آنها مواجه است
.
تجزیه و تحليل صنعت
وضعیت صنعتی که شرکت در آن قرار دارد، تأثیر قابل توجهی بر نحوه فعالیت شرکت دارد. اگر وضعیت صنعت مطلوب نباشد، بهترین
سهام موجود در این صنعت نیز نمی تواند بازده مناسبی داشته باشد. به قول معروف، سهام ضعیف در صنعت قوی، بهتر از سهام قوی در
صنعت ضعیف است.
تجزیه و تحليل شرکت
بعد از تعیین وضعیت اقتصاد و صنعت، خود شرکت نیز باید تجزیه و تحلیل شود تا از سلامت مالی آن اطمینان حاصل گردد. این
تحلیل، معمولاً از طریق بررسی صورت های مالی شرکت انجام می شود. از روی این صورت ها می توان نسبت های مالی سودمندی را
محاسبه نمود.
نسبت های مالی به پنج دسته اصلی تقسیم می شوند:
۱ نسبت های سودآوری
۲ نسبت های قیمتی
۳ نسبت های نقدینگی
۴ نسبت های اهرمی
۵نسبت های کارایی(فعالیت)

هنگام تحلیل نسبت های مالی شرکت، نتایج حاصل از این تحلیل باید با نتایج سایر شرکت های موجود در آن صنعت مقایسه شود تا
عملکرد شرکت، شفاف تر و روشن تر گردد. در ادامه، حداقل یک نسبت معروف را از هردسته معرفی می کنیم.
حاشيه سود خالص
حاشیه سود خالص شرکت، یکی از نسبت های سودآوری است که از طریق تقسیم کردن سود خالص به کل فروش محاسبه می شود. این
نسبت نشان می دهد که از یک تومان فروش شرکت، چه مقدار آن به سود خالص تبدیل شده است. به عنوان مثال، حاشیه سودخالص
۳۰ درصد نشان می دهد که از یک تومان فروش محصولات شرکت، ۳ ریال سودخالص به دست آمده است.
P/E نسبت
در جلسات آتی مفصل توضیح داده می شود .
ارزش دفتري هر سهم
ارزش دفتری هر سهم شرکت، یکی از نسبت های قیمتی است که از تقسیم کردن کل دارایی های خالص شرکت )دارایی ها منهای
بدهی ها( به کل سهام موجود آن به دست می آید. ارزش دفتری هر سهم می تواند در تعیین این موضوع کمک کند که آیا سهام شرکت،
کمتر یا بیشتر از حد قیمت گذاری شده است )این موضوع، به روش های حسابداری مورد استفاده شرکت و همچنین، عمر دارایی های آن
نیز بستگی دارد(. اگر سهامی به قیمتی بسیار پایین تر از ارزش دفتری آن به فروش رود، می تواند نشانگر این باشد که این سهام، کمتر
از ارزش واقعی خود، قیمت گذاری شده است.
نسبت جاري
نسبت جاری، یکی از نسبت های نقدینگی است که از تقسیم کردن دارایی های جاری به بدهی های جاری شرکت محاسبه می شود. این
نسبت، توانایی شرکت را برای پرداخت بدهی ها و تعهدات جاری آن نشان می دهد. هرقدر این نسبت بالاتر باشد، قدرت نقدینگی آن نیز
بالاتر خواهد بود. به عنوان مثال، اگر این نسبت ۳ باشد، بیانگر آن است که دارایی های جاری شرکت، برای پرداخت ۳ برابر بدهی های
جاری آن، کفایت می کند.
نسبت بدهي
نسبت بدهی شرکت، یکی از نسبت های اهرمی است که از تقسیم کردن کل بدهی ها به کل دارایی های شرکت محاسبه می شود. این
نسبت نشان می دهد که کل دارایی های شرکت تا چه حد از طریق بدهی ها تأمین شده است. به عنوان مثال، اگر نسبت بدهی ۴۰ درصد
باشد، بیانگر آن است که ۴۰ درصد از دارایی های شرکت از طریق ایجاد بدهی یا قرض گرفتن وجوه تأمین شده است. بدهی ها، همانند
تیغ دولبه عمل می کنند. اگر شرایط کلی اقتصاد نامناسب و روند حرکت نرخ های بهره، فزاینده باشد، آنگاه شرکت هایی که نسبت بدهی
بالایی دارند، با مشکلات مالی عدیده ای مواجه خواهندبود. اما اگر شرایط اقتصادی مناسب باشد، بدهی می تواند از طریق
تأمین مالی کردن رشد شرکت با هزینه های پایین تر، سودآوری را افزایش دهد.
گردش موجودي ها
گردش موجودی های شرکت، یکی از نسبت های کارایی است که از تقسیم کردن قیمت تمام شده کالای فروش رفته به موجودی ها
محاسبه می شود. این نسبت، کارایی شرکت را در مدیریت موجودی ها نشان می دهد. این کارایی، از طریق محاسبه تعداد دفعات گردش
موجودی ها در طول سال اندازه گیری می شود. این دسته از نسبت ها، وابستگی شدیدی به نوع صنعت دارند. به عنوان مثال، گردش

موجودی ها در فروشگاه های زنجیره ای، به مراتب بالاتر از صنایع تولیدکننده هواپیماست. در اینجا نیز مقایسه کردن گردش موجودی ها در
کلیه شرکت های یک صنعت، اهمیت زیادی دارد.
ارزشيابي قيمت سهام
تحلیل گر بنیادی، پس از مطالعه و تعیین شرایط اقتصادملی، وضعیت صنعت و در نهایت شرکت، به بررسی این موضوع می پردازد که آیا
قیمت سهام شرکت به درستی تعیین شده است یا نه؟ برای تعیین قیمت سهام، الگوهای گوناگون ارزشیابی تهیه و تدوین شده است
.
 عمده ترین این الگوها عبارتند از:
الگوهای سود سهام – این الگوها، بر ارزش فعلی سودهای سهام مورد انتظار تمرکز دارند. الگوهای عواید – این الگوها، بر ارزش فعلی
عواید مورد انتظار تمرکز دارند. الگوهای دارایی ها – این الگوها، بر ارزش دارایی های شرکت تمرکز دارند.
مهم :

نگران گفته ها و مطالب سخت بالا نباشید و نیازی به آموختن و در بازار تمامی موارد فوق محاسبه می شوند .  تا حد بسیار بالایی برای مطالعه تحلیل فاندامنتال می توانید از سایت www.codal.ir  بهره لازم را ببرید .

تحليل تکنيکال یا فني :
تحلیل تکنیکی سهام، مطالعه و بررسی قیمت سهام است. در این تحلیل فقط از نمودار قیمتها، حجم معاملات و مقادیر محاسبه شده از
قیمتها استفاده میشود و محتوای اطلاعات فقط قیمت و حجم معاملات است. تجزیه و تحلیل تکنیکی به هیچ وجه به بررسی نقاط ضعف یا قوت ساختار شرکت یا صنعت نمی پردازد؛ بلکه هدفش بررسی رفتار سرمایه گذار و روند تغییرات قیمت است. به عبارتی دیگر، تحلیل تکنیکی، مطالعه رفتارهای بازار با استفاده از نمودارها و با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها می باشد. سه مبحث ابتدایی به عنوان پایه مباحث تحلیل فنی به شرح زیر می باشد:
1 همه چیز در قیمت لحاظ شده است؛
2 قیمت ها بر اساس روندها حرکت می کنند؛
3 تاریخ تکرار می شود.

یک تحلیل گر فنی به این باور است که هر چیزی که بتواند در قیمت ها تأثیرگذار باشد، در قیمت یک سهم لحاظ شده است. از طرفی،
همه این تحلیل گران بر این باورند که تغییرات قیمت تابعی از عرضه و تقاضاست. به این صورت که چنانچه تقاضا بیش از عرضه باشد،
آنگاه قیمت صعود خواهد کرد و اگر عرضه بر تقاضا پیش بگیرد، قیمت کاهش خواهد یافت. دومین اصل تحلیل تکنیکال این است که حرکات قیمت تصادفی نیست و معمولاً این حرکات در روندها اتفاق می افتد. سومین اصل تحلیل تکنیکال از دو سئوال مهم تشکیل شده: ۱( قیمت فعلی چیست؟ ۲( تاریخچه ی حرکات قیمت چگونه است ؟
در بازار مي دونيد باید چگونه رفتار کرد :
در موقع خرید یک سهم مثل یک خانوم عمل نمایيد و در زمان فروش مثل یک مرد .

اصناف ویژه

**گروه فلز ** فروش انواع استیل = خرید مستقیم از وا ...
تولید لوازم خانگی پلاستیکی ، ظروف پلاستیکی خانه و ...
به استحضار می رساند مجموعه خطوط کشتیرانی دورقی با ...
کولر گازی,اسپلیت,داکت اسپلیت,اسپیلت,فن کویل,برج خن ...
طراحی و ساخت کلیه قطعات پلاستیکی و لاستیکی صنعتی و ...
صنایع دوخت یونیون نمایندگی انحصاری یونیون اسپشیال ...
کامل ترین واحد تولیدی پروفیل آلومینیوم , رنگ آمیزی ...
شرکت صنایع غذائی کشت چین تولید کننده انواع مربا و ...
شما اینجا هستید: اخبار بورس تحليل فاندامنتال یا بنيادي